|
|
|
|
|
سلام اي کهنه عشق من ، که ياد تو چه پابرجاست سلام بر روي ماه تو ، عزيز دل سلام از ماست تو يک روياي کوتاهي ، دعاي هرسحرگاهي شدم خام عشقت چون ، مرا اينگونه مي خواهي من آن خاموش خاموشم ، که با شادي نمي جوشم ندارم هيچ گناهي جز که از تو چشم نمي پوشم تو غم در شکل آوازي ، شکوهه اوج پروازي نداري هيچ گناهي جز که بر من دل نمي بازي مرا ديوانه مي خواهي ، زخود بيگانه مي خواهي بکن حرف مرا باور ، نيابي از من عاشق تر
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 0:41 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
کردستان، این پاره تن ایران، این روزها روزگار سختی را می گذراند. کمتر روزی است که بی شنیدن خبری تلخ از این دیار سپری شود که سخت ترین آنها خبر مرگ مشکوک دانشجوی مظلوم کرد ابراهیم لطف الهی بود که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چشم از دنیا فرو بست و بدون اطلاع خانواده به خاک سپرده شد تا بیش از پیش شائبه مرگ وی بر اثر ضرب و شتم شکنجه تقویت شود. در کنار این برخورد غیر انسانی همچنان شاهد تداوم بازداشت دانشجویانی هستیم که به نمایندگی از دانشجویان کرد دانشگاههای تهران در تجمع با شکوه «دانشگاه آخرین سنگر آزادی» سخن گفتند و چیزی جز حقوق طبیعی و انسانی خود را مطالبه نکردند. فرشاد دوستی پور، محمد صالح ایومن، جواد علیزاده و سهراب کریمی در حالی نزدیک به پنجاه روز در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند که بارها در سخنان خود بر تعهد به تمامیت ارضی ایران تاکید نمودند و ایران را برای همه ایرانیان دانستند. همچنین آقایان صباح نصری، هدایت غزالی و یاسرگلی و دو دختر دانشجو از فعالان کمپین یک میلیون امضا به نام های روناک صفارزاده و هانا عبدی مدت هاست که در زندان به سر می برند و بیم آن می رود که همگی این بازداشت شدگان به سرنوشتی مانند ابراهیم لطف اللهی دچار شوند. دفتر تحکیم وحدت ضمن حمایت از خواسته های به حق همه اقوام ایرانی و تاکید بر شیوه های مسالمت آمیز توجه به نکات زیر را ضروری می داند: ۱- ما معتقدیم که پیگیری سیاست همانندسازی فرهنگی در ایران غیر قابل تحقق است و باید با پذیرفتن تنوع قومی به بازسازی هویت ملی- ایرانی بر اساس ویژگیهای همه مردم این سرزمین پرداخت چرا که ایران متعلق به همه ایرانیان شامل فارس، ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و …است. ۲- از نظر ما نگاه امنیتی حاکمان به کردستان و سرکوب هر حرکت آزادی خواهانه با انگ تجزیه طلبی به شدت مردود می باشد و خواستار تصحیح این نگرش غلط می باشیم. البته نباید فراموش نمود که در شکل گیری چنین نگرشی برخی از گروههای فرصت طلب که در سالیان گذشته برای رسیدن به مقاصد خود به عملیات مسلحانه و اعمالی غیر انسانی متوسل شده اند نیز بی تقصیر نمی باشند . ۳- متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی از حقوق اقوام ایرانی که در قانون اساسی هم به رسمیت شناخته شده و به صراحت ذکر گردیده است همچون آموزش زبان مادری زیر پا گذاشته می شود. ما ضمن به رسمیت شناختن این حق خواهان پایان دادن به محرومیت از آموزش زبان مادری در مدارس و مراکز آموزشی هستیم. ۴- ما معتقدیم که به کردها و سایر اقوام ایرانی باید امکان بسط و شکوفایی فرهنگ و سنت های خاص منطقه ای آن ها را داد و این امر را موجب تقویت همبستگی ملی ایرانیان می دانیم. ۵- از نظر ما دفاع از دموکراسی و حقوق بشر بدون توجه به مطالبات بر حق منطقه ای و بومی اقوام ایرانی ابتر و ناقص است و گمان می کنیم برای شکستن دیوار بی اعتمادی میان فعالین قومی و سایر فعالان سیاسی- اجتماعی باید به طور جدی به کار فرهنگی پرداخت و با اقدامات زیر بنایی به شناخت دقیق تر و نگاه سالم تر دو طرف از خواسته ها و دغدغه های یکدیگر کمک نمود. ۶- توجه بیشتر دولت به توسعه اقتصادی مناطقی که در آن اقلیتهای قومی ساکن هستند و رفع برخی تبعیضهای خواسته و ناخواسته کمک موثری به حفظ وحدت ملی این سرزمین باستانی خواهد نمود . در پایان اعلام می نماییم دفتر تحکیم وحدت خواهان تشکیل کمیته ای مستقل جهت بررسی علت مرگ های مشکوک اخیر در زندانهای ایران و مجازات عاملان احتمالی آنها است. همچنین نگرانی خود را نسبت به سلامت جانی سایر دانشجویان دربند ابراز می نماییم و خواهان آزادی هرچه سریعتر همه زندانیان دانشجو به خصوص سهراب کریمی، فرشاد دوستی پور، جواد علیزاده و محمد صالح ایومن هستیم و اعتقاد راسخ داریم که نسل جدید جوانان و دانشجویان کرد که به پیگیری مسالمت آمیز مطالبات خود در چارچوب تمامیت ارضی ایران مشغولند یاریگر اصلی ما در مسیر تلاش برای دموکراسی و حقوق بشر خواهند بود. دفتر تحکیم وحدت |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 17:50 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستی sms زد که امشب تولد مرتضی اصلاحچی است و او باید تولدش را از پشت میله های زندان اوین جشن بگیرد. بی اختیار به یاد شب تولد خودم افتادم. تازه ۳ روز بود که بازداشت شده بودیم و هنوز در ۲۴۰ و سلولهای انفرادی به صورت چندنفره نگهداری می شدیم. وقتی به عنوان اولین سری عبدالله مومنی و محمد هاشمی و مجتبی بیات و نیکونسبتی را به ۲۰۹ بردند سلول ما در هم ادغام شد. من و اشکان و عزت به سلول مرتضی و حبیب رفتیم و آن شب را کنار هم گذراندیم.
نمی دانم از کجا یک دانه شکلات به دست بچه ها رسید و آن را به عنوان هدیه تولد به من دادند. و من آنقدر آن شکلات را دوست داشتم که احساس می کردم بهترین هدیه تولدم در همه عمر را گرفته ام. حتی تا روز آخر آن را همراه داشتم و با خود به بیرون آوردم که البته در یک لحظه غفلت توسط برادرزاده ۳ ساله ام خورده شد! مرتضی! رفیق مهربان و دوست داشتنی من! نمی دانم امشب تولدت را در کدام سلول این خانه همه آزادیخواهان ایران "اوین" می گذرانی. نمی دانم آیا کسی هست که تولدت را به تو تبریک بگوید یا نه؟ ولی خوب می دانم که این روزهای نکبت و بی همه چیز سرانجام خواهد گذشت و روزی ما همه با هم تولد آزادی را جشن خواهیم گرفت. پس تا آن روز پایدار و استوار بمان. تولدت مبارک! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 19:47 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
مهدی عربشاهی، دبیر سیاسی دفتر تحکیم، با محکوم کردن ادامه بازداشت دانشجویان طیف چپ، دانشجویان کرد، علی عزیزی، عضو شورای مرکزی تحکیم، و ممانعت در راه آزادی ۳ دانشجوی تبرئه شده پلی تکنیک، این گونه رفتارهای حاکمیت را نشان دهنده تلاش برای ایجاد جو ارعاب و انفعال در جنبش دانشجویی دانست. عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با اشاره به اینکه بیش از ۳۰ نفر از فعالین دانشجویی هم اینک در زندان بسر می برند گفت: دانشجویان در دفاع از حقوق یکدیگر متحد و ثابت قدم هستند و دفتر تحکیم وحدت در همین راستا خواهان رعایت حقوق شهروندی دانشجویان بازداشت شده است. عربشاهی گفت: اتهام دانشجویان بازداشت شده طیف چپ به صورت کلی اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده که این اتهام همواره و در مناسبت های مختلف به تمامی فعالان دانشجویی و سیاسی وارد می شود. اما آن چه روشن است این دانشجویان علیرغم برخورداری از حق قانونی برگزاری تجمع مسالمت آمیز، به دلیل تلاش برای برگزاری تجمع بزرگداشت روز دانشجو در ۱۳ آذر ماه بازداشت شده اند. دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت نگهداری بازداشت شدگان در زندان انفرادی عدم اجازه ملاقات با خانواده و وکیل و عدم اجازه به برخی بازداشت شدگان برای تماس تلفنی با خانواده را مصداق های بارز نقض حقوق قانونی بازداشت شدگان دانشجویی در آذر ماه امسال دانست. عربشاهی با اشاره به آغاز امتحانات پایان ترم امسال گفت: متاسفانه دانشجویان بازداشتی به دلیل زندانی بودن از حضور در امتحانات محروم شده اند و بدین شکل بازداشت شدگان عملا به ۱ ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده اند. عضو شورای مرکزی تحکیم ادامه داد: نهادهای امنیتی و قضایی علیرغم وعده های قبلی حتی از آزادی امیر مهرزاد، دانش آموز سال سوم دبیرستان، که در روز ۱۳ اذر ماه بازداشت شده است خوددداری کرده اند و این دانش آموز نیز از شرکت در امتحانات دبیرستان خود محروم مانده است. مهدی عربشاهی به اخبار منتشره در خصوص وضعیت نامعلوم سعید حبیبی، بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو اشاره کرد و ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت این سه فعال دانشجویی خواهان مشخص شدن وضعیت ایشان شد. عضو شورای مرکزی تحکیم گفت: بنابر اخبار منتشره آقای سعید حبیبی، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بعد از گذشت ۱ ماه هنوز هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. این در حالی است که ایشان از فعالان با سابقه دانشجویی و صاحب کارنامه ای روشن در دفاع از حقوق و آرمان های دانشجویان است و به همین سبب دفتر تحکیم وحدت خواهان پاسخگویی مسئولان امر نسبت به وضعیت نامشخص این عضو سابق اتحادیه تحکیم می باشد. عربشاهی با تاکید بر عدم وجود مرزبندی خودی و غیرخودی در میان فعالان دانشجویی گفت: دفاع از حقوق بشر و حقوق شهروندی و حقوق طبیعی دانشجویان با هر گرایش فکری وظیفه مسلم تمامی دانشجویان است و اتحادیه تحکیم از تمامی ابزارهای موجود برای تلاش در جهت آزادی دانشجویان چپ، کرد و اعضای بازداشتی عضو دفتر تحکیم وحدت استفاده خواهد کرد. عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در ادامه به حضور دانشجویان کرد در تجمع بزرگ دانشجویی ۱۸ آذر ماه و متعاقب آن بازداشت ۳ دانشجوی کرد سخنران در این تجمع اشاره کرد و با انتقاد از کسانی که بدون درک عمیق از واقعیات سیاسی-اجتماعی جامعه ایران بر طبل ناسیونالیسم افراطی می کوبند خواستار تصحیح دیدگاه های مرکز نسبت به کردستان شد و گفت: تسلط این دیدگاه سبب می شود هر تلاشی برای احقاق حقوق طبیعی این بخش از ایران با انگ تجزیه طلبی سرکوب گردد. دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت با ابراز خوشحالی از رویش نسل جدیدی از دانشجویان و روشنفکران کردزبان که مباحث و اندیشه های نوین سیاسی را با دقتی و پشتکاری کم نظیر دنبال می کنند و با پرهیز از هیجان و احساسات به دنبال یافتن راه حلی مسالمت آمیز برای مطالبات خود هستند گفت: تجربه همکاری تحکیم با دانشجویان کرد در تجمع ۱۸ آذرماه را موفق ارزیابی می کنیم و معتقدیم توجه به مطالبات بومی و منطقه ای نافی تعهد به تمامیت ارضی ایران نمی باشد و ۳ دانشجوی کرد بازداشت شده در سخنرانی خود بر شعار ایران برای همه ایرانیان و عدم تجزیه طلبی تاکید داشتند. عربشاهی در همین راستا خواهان آزادی سهراب کریمی، فرشاد دوستی پور، جواد علیزاده و محمد صالح ایمن شد. مهدی عربشاهی همچنین به ادامه بازداشت علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم اشاره کرد و گفت: علی عزیزی نزدیک به دو ماه است که در بازداشت موقت بسر می برد. این در حالی است که طبق اخبار منتشره بازجویی های وی پایان یافته است و امیدواریم علی عزیزی هر چه سریعتر آزاد گردد. عربشاهی در پایان به اخلال در روند آزادی دانشجویان پلی تکنیکی علیرغم تبرئه آنان اشاره کرد و گفت: به نظر می رسد روند غیر طبیعی و غیر قضایی که از همان ابتدا بر این پرونده حاکم بوده است به گونه ای است که حتی حکم تبرئه دانشجویان، موجبات آزادی آنان را فراهم نمی آورد. و شائبه وجود اراده ای غیرقضایی در این پرونده نکته ای است که در ۹ ماهه اخیر مورد تاکید فعالان دانشجویی بوده و عدم آزادی احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان این گمانه را تقویت می کند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 19:9 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
تنها باری که موفق شدم داریوش فروهر را از نزدیک ببینم سالگرد مهنس مهدی بازرگان زمستان 76 در حسینیه ارشاد بود. راست قامتی که بیش از نیم قرن در راه اعتلای وطن و برای آزادی و عدالت تلاش کرده بود هنوز استوار و محکم در چشمانش امید به آینده موج می زد. من که نوجوانی سرمست از آرزوهای دور و دراز و خوشبین به آینده اصلاحات تازه متولد شده در 2 خرداد 76 بودم در چهره او و دیگر خوشنامان عرصه سیاسی به دنبال الگویی برای تلاشهای خود می گشتم. آذرماه سال بعد ناگهان خبری مثل بمب در فضای ملتهب سیاسی ایران پیچید. داریوش فروهر دوستدار همیشگی دکتر محمد مصدق ، رهبر حزب ملت ایران و وزیر کار دولت موقت به همراه همسر و یاور خود پروانه کاردآجین شده و به شکلی فجیع به قتل رسیده بود. چند روزی گذشت و محمد مختاری و محمد جعفر پوینده هم به آنها پیوستند. کیهان مثل همیشه آدرس غلط می داد و قتلها را ناشی از اختلافات درونی منتقدین نظام می دانست و روزنامه های اصلاح طلب خبر از لیست 100 نفره ای می دادند که به زودی نوبت آنها سر می رسد. دولت خاتمی اما در یکی از معدود اقدامات قابل اعتنای خود محفلی لانه کرده در وزارت اطلاعات را که مسبب این فاجعه بودند رسوا نمود تا تاوان آن را به تعبیررییس جمهور وقت با فاجعه ای دیگر در 18 تیر 78 به چشم ببیند و از پیگیری بیشتر برای یافتن آمران و شاه کلید اصلی چشم پوشی کند... امروز اما 9 سال گذشته از آن روزها در سالروز فاجعه فراموش نشدنی قتلهای زنجیره ای به دعوت پرستو فروهر بنا بود تا برنامه ای برای گرامیداشت یاد آن عزیزان برگزار شود. اما شیوه برخورد دولت آزادترین کشور دنیا !!! با این مساله بسیار جالب توجه بود. شبکه تلفن همراه منطقه بزرگی تنها به دلیل این مراسم قطع شده بود و نیروهای انتظامی با بستن کوچه ای که خانه فروهرها در آن قرار داشت از برگزاری این مراسم جلوگیری کردند. موتورسواران حکومتی برای ایجاد رعب و وحشت در میان کسانی که برای شرکت در این مراسم آمده بودند در اطراف محل ویراژ می دادند و نیروهای امنیتی مشغول تصویر برداری از چهره مردم بودند. پیش از هر چیز به یاد مظلومیت داریوش و پروانه فروهر میافتم که اگرچه حتی رهبر جمهوری اسلامی هم به نجیب بودن آنها معترف بود ، زنده بودنشان هم در ساخت قدرت ایران تحمل نشد و امروزهم با گردهمایی ساده ای به یاد آنها اینگونه برخورد می شود. پس از آن هم سوالی از حاکمان به ذهن می رسد که " راستی آقایان از چه چیزی می هراسید که این روزها حتی دورهم جمع شدن چند نفر در پارک هم برای شما سوال برانگیز و مساله ای امنیتی شده است؟!!" |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 12:0 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
در حاشیه تلاش مدعیان چپ برای مصادره تجمعات تحکیم و انجمن های اسلامی دانشجویان
در تجمع باشکوه دانشجویان در دانشگاه پلی تکنیک که به دعوت انجمن اسلامی منتخب این دانشگاه و با حضور انجمنهای شهر تهران (دفتر تحکیم وحدت) و سایر گروههای دانشجویی برگزار شده بود، نکته ای که نظر بسیاری را به خود جلب کرد تلاش هر چند ناكام جریانی که خود را با عناوین "آزادی خواه و برابری طلب" و یا "دانشجویان سوسیالیست" معرفی می کند برای مصادره این تجمع که به یاد سه تن از اعضای زندانی انجمن اسلامی پلی تکنیک(احمد قصابان،مجید توکلی و احسان منصوری) برگزار شده بود از طریق خبررسانی غیر واقعی و غلو شده از تجمع و کوشش برای به نمایش در آوردن تصویری غیر واقعی از آن بود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 17:15 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
مریم آه کشید. با خود اندیشید :" وای به حال مادری که پسری به دنیا بیاورد که با پسرهای دیگر فرق داشته باشد." اما حرفی نزد. پیرمرد،اینک بر روی او خم شد و صدایش را آهسته نمود. لبانش گر گرفته بودند. گفت: "درود بر تو ای مریم. خداوند قادر متعال است. کسی از کارهای او سر در نمی آورد. شاید پسرت..." آه از نهاد مادر نگون بخت بر آمد. _ پدر به من رحم کن. پیامبر؟ نه، نه. و اگر بر قلم صنع خدا چنین رفته است، بگذار پاکش کند. دلم می خواهد که پسرم برای خودش مثل دیگران مردی بشود. همین، نه کمتر و نه بیشتر. مثل دیگران... چرا کار پدرش را دنبال نکند و گهواره، گاوآهن و یا صلیب نسازد؟ چرا با دختر زیبای جهیزیه داری از خانواده ای محترم عروسی نکند؟ بهتر است شغل آزادی داشته باشد و بچه دار شود. بعد همگی با هم، مادربزرگ و بچه ها و نوه ها به گردش می رویم و همه ما را تحسین می کنند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 13:37 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
آبان ماه 1381 در پی صدور حکم اعدام دکتر هاشم آغاجری دانشگاههای ایران روزهای گرم و سرشار از اعتراضی را پشت سر گذاشت تا زنده بودن جنبش دانشجویی را به رخ همه آنهایی بکشد که از پس فاجعه کوی دانشگاه و دخالتهای امنیتی در امور داخلی دفتر تحکیم وحدت بی صبرانه در انتظار خاموشی دانشجویان بودند. به نظر می رسد که در میانه پاییز 86 و در آبان ماه سال جاری هم باید انتظار روزهای داغی را برای دانشجویان داشت. در سال تحصیلی جدید نه تنها کوچکترین بهبودی در رویکرد حذفی حاکمیت به فعالان منتقد دانشجویی مشاهده نشده است بلکه فشارهای قضایی و امنیتی و انضباطی روز به روز افزایش یافته است. انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد منحل شده و چندین تشکل دیگر در نوبت انحلال به سر می برند. بسیج دانشگاه خواجه نصیر در اقدامی بی شرمانه از احمدی نژاد می خواهد که با انجمن این دانشگاه برخورد کند و 3 دانشجوی دربند پلی تکنیک که زمانی حدود 5 ماه را تحت شدیدترین فشارهای جسمی و روحی در بند 209 زندان اوین سپری کرده اند شدیدترین احکام ممکن را از دادگاه دریافت می کنند. داستان پلی تکنیکی ها امروز دیگر برای همه آشکار است. داستانی که از 20 آذر 85 کلید خورد. آن هنگام که محمود احمدی نژاد در پی اعتراضات دانشجویان این دانشگاه سرافکنده و با لبخندی مصنوعی در محاصره محافظان خود پلی تکنیک را ترک می کرد در ذهن اندک هواداران وی تنها یک چیز می گذشت: فکر انتقام! چند ماهی گذشت تا فکر بکر انتشار نشریات جعلی برای زمینگیر کردن انجمن منتخب پلی تکنیک و در صورت امکان گسترش این پروژه به دفتر تحکیم وحدت و سایر انجمنها به ذهن جاعلان جاهل و تاریک اندیش رسید. اما این پروژه آنقدر خام و کوته فکرانه طراحی شده بود که از همان آغاز کوس رسوایی آن به آسمان بلند شد و حتی حامیان همیشگی اقتدارگرایان نیز از همراهی با آن سر باز زدند و تنها چند تشکل دانشجویی حکومت ساخته از آن حمایت کردند. شکست طراحان پروژه در دستیابی به اهداف اولیه چاره ای برای آنها باقی نگذاشت جز اینکه با اخذ اعترافات ساختگی هر چه سریعتر این پرونده را ختم به خیر کنند. اما این بار هم ایستادگی مردانه احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان آنها را ناکام گذاشت تا با زیر پا گذاشتن همه موازین حقوقی و با استناد به اعترافاتی که در دادگاه تکذیب شده بود احکام سنگین و ناعادلانه ای برای دانشجویان صادر شود. آنها که آمده بودند تا انتقام انتقاد واعتراض دانشجویان به رییس دولت آزادترین کشور جهان! را از دانشجویان بی پناه بستانند، امروز می توانند سرمست از پیروزی ظاهری خود قهقهه های مستانه سر دهند که " کم نیاوردیم و روی منتقدان را کم کردیم!" اما بهتر است که پیش از آن که پوزخندی حاکی از رضایت بزنند نگاهی گذرا به تاریخ این سرزمین بیندازند و بار دیگر سرنوشت ظالمان و جباران تاریخ را مرور کنند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:24 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه سرگشاده اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به محمود احمدی نژاد جناب آقای احمدی نژاد با سلام به عنوان منتخبان بزرگ ترین تشکل منتقد دانشجویی به شما سلام می نماییم تا به عهدی که با خود بسته ایم وفادار باشیم و بدی را برای هیچ کس نخواهیم. حتی اگر آن شخص رئیس دولتی باشد که در دانشگاه کلمبیا ازآزادی کم نظیر در ایران و از خوش رفتاری با منتقدان و دگر اندیشان بگوید و از آزادی زنان دم زند اما ماموران وزارت اطلاعاتش ما را همین چند روز پیش در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین به مدت یک ماه- حتی از افکارمان- بازخواست کرده باشند، مسئولین وزارت علومش درطی دو سال ریاست وی بر هیات دولت 43 تشکل منتقد دانشجویی اعم از شورای صنفی ،کانون فرهنگی وانجمن اسلامی را تعلیق یا منحل نموده باشند وبیش از 550 دانشجو را به جرم ابراز عقیده راهی کمیته انضباطی کرده باشند تا مجازات گردند و حتی اگر در این دو سال بیش از 70 تن از اعضا این اتحادیه بازداشت و بسیاری از دانشجویان منتقد، ستاره دار و از حق تحصیل محروم واساتید برجسته اش به جرم دگر اندیشیدن اخراج شده باشند ودختران کشورش تنها به جرم دختر بودن از تحصیل باز مانده باشند، اگر بهای بذل و بخشش بی حسابش به کشورهای آمریکای جنوبی فقر و بیکاری برای مردمش و کسری بودجه دانشگاهها باشد و سخنان نسنجیده اش درمورد هولوکاست واقداماتش درعرصه بین الملل تحریم و محرومیت را برای مردم کشورش به ارمغان آورده باشد. آری ما باز هم با سلام آغاز می نماییم که بارها گفته ایم سربلندی ایران و ایرانی را خواستاریم واز این روست که دموکراسی در ایران و صلح در جهان را دنبال می کنیم. هر چند بهای آن زندان و محرومیت از تحصیل باشد. آقای احمدی نژاد! شما در دانشگاه کلمبیا ایران را یکی ازآزادترین کشورهای جهان خواندید و از توهین کنندگان خواستید به کشور ما بیایند و قول دادید با آنها رفتاری دوستانه داشته باشید. اما بد نیست بدانید بسیاری معتقدند جرم سه دانشجوی دربند امیرکبیر اعتراض به حضور شما در دانشگاه امیر کبیر بود و نشریات جعلی بها نه ای بود تامنتقدان را به مسلخ ببرند. بسیاری معتقدند تمام توان خویش را در راه سرکوب منتقدانت به کار بسته ای وزنان و معلمان و کارگران و روزنامه نگاران به جرم کمترین انتقادی به بدترین شیوه مجازات شده اند و . .. شنیده ایم که به دانشگاه خواهی آمد. براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید درمیان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رییس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد. ما فردا پاسختان را انتظار میکشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری به کشور خود فرا می خواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد. شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت 8 مهر 1386 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:3 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
توی زندان که بودم همیشه به مناسبتهای مذهبی مختلفی که نزدیک بود فکر می کردم و اینکه آیا این روزها را توی زندان خواهم گذراند یا آزاد؟ 13 رجب که تو زندان گذشت؛ نزدیکای مبعث بودیم که با خودم این طور تحلیل می کردم که احتمالا مبعث هم زندان خواهم بود و قبل از نیمه شعبان آزاد می شم. از همه ترسناک تر فکر کردن به این بود که ماه رمضان هم بیاد و هنوز توی سلول انفرادی 209 باشم.... خدایا ! می تونم تصور کنم که الان احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان چقدر آرزو دارند که توی خونه هاشون باشن و سحر با صدای مادراشون از خواب بیدار شن وسحری بخورن.... از روی چهره شکسته مادر خودم در لحظه آزادی، می تونم حدس بزنم که مادراشون الان از اونها هم بیشتر آرزومند در آغوش کشیدن بچه هاشون هستن. خدایا! دیگه طاقت همه ما از این همه ظلمی که به دوستان خوب پلی تکنیکیم می ره طاق شده! تو را به جان بنده هایی که دوست داری قسم! این دستهایی که تو شیراز و ورامین و مشهد و زندان اوین رو به آسمان بلند شده را ببین!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 5:4 توسط مهدی
|
|
||