تبليغاتX
تا آزادی پلی تکنیکی ها
سیاسی-اجتماعی
       مقدمه: در روزهایی که مساله اعتصاب غذای اکبر گنجی مساله روز فعالان سیاسی اجتماعی و امور حقوق بشر است فاجعه ای دیگر رخ داد که بار دیگر توجه این فعالان را به موضوع اقلیت ها جلب نمود. قتل "شوانه قادری" جوان کرد مهابادی که عکسهای منتشره از او نشانگر شکنجه های فراوان قبل از مرگ بوده است و اعتراضات بعدی هموطنان کرد  ۳ ماه پس از اعتراضات اعراب خوزستان نشان داد که باید به مساله اقلیت ها توجه بیشتری نمود. خوشبختانه این بار بر خلاف گذشته از برخی گروههای غیرکرد نیز صدای اعتراض برخاست. (مثلا دفتر تحکیم وحدت با انتشار اطلاعیه ای به این مساله اعتراض نمود و خواستار پیگیری آن شد.)

              اقلیت ها  و ظلمی مضاعف    

      لازم به توضیح است که عنوان "اقلیت" را از آنجا برگزیدم که در میانه دعوای فرسایشی واژه ها که گروهی  بر نام "قومیت" و گروهی دیگر "ملت" تاکید می کنند  رعایت بی طرفی را نموده باشم و البته که در این زمینه صاحب نظران و عالمان علوم سیاسی باید اظهار نظر نمایند. اما منظور من از اقلیت ها به طور خاص هموطنان کرد  ترک   بلوچ  عرب  ترکمن و ... می باشد که در سالیان گذشته همواره اعتراضاتی به نقض حقوق انسانی خود داشته اند. از مهمترین حقوق نقض شده این اقلیت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

     ۱ـ عدم امکان آموزش به زبان مادری                  

     ۲ـ تبعیض اقتصادی و عدم توزیع عادلانه ثروت در مناطق مختلف ایران و محرومیت فراوان مناطق اقلیت نشین       

     ۳ـ انتصاب مسوولان سیاسی غیر بومی جهت اداره این مناطق    

     ۴ـ جلوگیری از رشد فرهنگی و کوشش در جهت از بین بردن آداب و رسوم و سنن اقلیت ها با تاکید بر سیاست یکسان سازی فرهنگی 

       البته اینها علاوه بر ستم هایی است که بر کلیت مردم ایران رواداشته می شود و به تعبیر زیبای خود اقلیت ها  "ظلمی مضاعف" است.

                رویکرد اقلیت ها

      اما در میان اقلیت ها ۲ رویکرد عمده به مسایل ومشکلاتشان دیده می شود:

       ۱ـ رویکرد واکنشی:  در این رویکرد گروهی در واکنش به سلب حقوقشان از سوی حکومت های مختلف ایران (که اگر در یک امر مشترکبوده اند همان سلب حقوق اقلیت ها بوده است) به آفت نوعی دیدگاه نژادپرستانه و اقدامات انتقامی دچار شده اند.مثلا اینان در استدلال برای کسب حقوق اولیه خود بعضا به زیاد بودن نفوس و افتخارات تاریخی  و هوش بالاتر مردمان و... اشاره می کنند وحتی بعضا از تخریب فارس ها نیز رویگردان نیستند(مثلا فارسی را لهجه بیست و چندم عربی می خوانند و گاهی این مسایل را به مطالب نه چندان معتبری از یونسکو و .... مستند می کنند) البته از نظر روانشناسی چنین رویکردی از سوی عامه مردم که سالیان سال تحقیر شده اند غیرقابل باور نیست اما مشکل آنجاست که بعضی از روشنفکران و فرهیختگان آنها نیز بر طبل این مسایل می کوبند که صدالبته تداوم چنین رویکردی برای همه مردم ایران فاجعه بار خواهد بود.

       ۲ـ رویکرد حقوق بشری: نگاه دیگر که خوشبختانه در میان روشنفکران و نخبگان اقلیت ها اکثریت دارد رویکرد حقوق بشری به مساله است.در این نگاه اینان با تاکید بر اینکه هر انسانی به حکم انسان بودنش واجد کلیه حقوق مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر است بر حقوق خود تاکید می کنند وخواستار اعاده آن می شوند. و البته در این نگاه روشنفکران و فعالان فارس نیز می توانند به دفاع از حرکت اقلیت ها بپردازند و دوشادوش آنها جهت برقراری حقوقشان تلاش کنند.

       اما مهمترین مشکل در این میانه جو بی اعتمادی است که بعضا در میان فارس ها و اقلیت ها حاکم شده است. روشنفکران و فعالان فارس بر طبق تبلیغات تفرقه افکنانه حکومت گمان می کنند که بخش زیادی از اقلیت ها به دنبال تجزیه سرزمینهایشان از ایران می باشند و از سوی دیگر فعالان اقلیت ها نیز گمان می کنند که فارس ها در حمایت از اعتراضات آنها صادق نیستند و با استناد به گذشته می گویند که حواله دادن مشکلات اقلیت ها به مساله ای جزیی که در ذیل مساله کلی (دموکراسی) خود به خود حل خواهد شد نوعی تلاش برای دور زدن اقلیت هاست. اما راه حل این مساله تلاش نخبگان هر دو گروه جهت نزدیک شدن به یکدیگر و فرو ریختن دیوارهای بی اعتمادی می باشد. روشنفکران و مبارزان فارس باید بپذیرند که مساله حقوق اقلیت ها را به عنوان مطالبه ای اصلی در سرفصل خواسته های خود قرار دهند و آن را مساله ای دست دوم نشمارند. از سوی دیگر نخبگان و بزرگان اقلیت ها نیز تلاش نمایند تا از رشد و گسترش گرایشهای تجزیه طلبانه در سرزمینهایشان جلوگیری کنند و احتمالا نقطه تلاقی این دوگروه (فارس ها و اقلیت ها) آرمان "دموکراسی فدرال" یا به تعبیر اکبر گنجی مبارز بزرگ راه آزادی "فدرالیسم در چارچوب ایران دموکرات" خواهد بود که می توان امید داشت مردم ایران در سایه آن پس از سالها طعم آرامش و سعادت را بچشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 3:21  توسط مهدی   | 

 اصلاح طلبان و گروه اصلی آنها که حامیان معین در دور اول انتخابات و هاشمی در دور دوم بودند احساسی دوگانه نسبت به اکبر گنجی دارند.آنها از یکسو می دانند که مواضع اکبر گنجی دیگر به گونه ای نیست که بتوانند از آن برای خود بهره ای ببرند. از سوی دیگر می بینند که اگر در برابر مساله ای که آشکارا مساله روز سیاسی ایران شده است سکوت اختیار کنند بخش دیگری از پایگاه اندک خود را نیز از دست خواهند داد.

   محمد قوچانی در سرمقاله روزنامه شرق می کوشد تا راهی برای این معضل بیابد . او ابتدا در موضعی غیراخلاقی به صورت سرپوشیده اشاره می کند که نظرات جدید اکبر گنجی که تا پای جان بر سر آنها ایستاده است "حاصل مفاهمه درونی میان او و آموخته ها وافکار خود است" گویی که اینها هذیاناتی است که ۵ سال تنهایی در زندان موجب شده بر زبان اکبر گنجی بیاید!!!    از سوی دیگر چون خود و دوستانش نمی توانند به حمایت تمام عیار از گنجی دست بزنند و نگرانی شدیدی از بابت چهره شدن کسی دارند که قطعا در تلاشهای بعدی آنان برای کسب کرسی های قدرت (انتخابات شوراهای سوم و مجلس هشتم) یاریگر آنان نخواهد بود حامیان اکبر گنجی را باصفت دروغین همراه می سازد و "حوزه خصوصی سرشار از ایمان" گنجی را به رخ می کشد که از نظر او تفاوت عمده میان گنجی و این حامیان دروغین است. اما خواندن نامه شماره ۲ اکبر گنجی از زندان اوین به آزادگان جهان (و نه مسلمانان مومنان یا دینداران جهان!!) این استدلال پوچ را نقش بر آب می کند. آنجا که گنجی برای چندمین بار یکی از اهداف خود را "تفکیک سپهر خصوصی از سپهر عمومی " و "پذیرش سبک های مختلف زندگی " بیان می کند و البته که برای حامیان گنجی و خود اکبر گنجی حوزه خصوصی سرشار از ایمان گنجی محل مباحثه نیست آنچه که اهمیت دارد دیدگاهها وآرمانهای مشترکشان نظیر دموکراسی و حقوق بشر است.

      اما از همه بدتر پیشنهاد آخر مقاله محمدقوچانی است که گنجی تن به حکمیت کروبی و خاتمی و گروهی از اصلاح طلبان بدهد که صد البته از دل چنین حکمیتی خلافت معاویه بیرون خواهد آمد (توصیه به نوشتن درخواست عفو مشروط به اکبرگنجی و شکستن اعتصاب غذا  بدون دستاوردی مشخص) و اصلاح طلبان بار دیگر بدون آنکه چیزی نصیب دموکراسی خواهان شود حاکمیت را از بحران خارج خواهند نمود.

     در این میان اگر از قوچانی و امثال او که مدتهاست تیم تبلیغاتی هاشمی رفسنجانی را مدیریت می کنند انتظاری جز این نباشد جای گله از کسانی مثل سروش و سحابی باقی است. راستی چرا این آقایان در میانه دوئلی که آغاز شده است مثل همیشه نقش ترمز را برای این طرف ایفا می کنند و از اکبر گنجی می خواهند تا اعتصاب غذای خود را بشکند و چرا به قول خود گنجی "نمی روند به آن طرف فشار بیاورند؟"

     آیا بهتر نبود که این شخصیت ها می رفتند و در برابر زندان اوین متحصن می شدند وفراخوان ملی حمایت از گنجی صادر می کردند تا جوانان عاشق آزادی هم همراه آنان شوند و در مقابل زندان اوین بست بنشینند تا زمانی که گنجی آزاد را در آغوش کشند؟  آیا براستی نباید یکبار هم که شده این آقایان از سرمایه آعتبارشان درست استفاده کنند تا پس از سالها که همه بازی ها با شکست دموکراسی خواهان خاتمه یافته  یک پیروزی نصیب آنان شود؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 16:33  توسط مهدی   | 

تو آن میهمان بد قلقی

       که هیچ یک از پذیرایی های شب

                        مذاقت را نفریفت

   چرا که ذات شب با تو غریب است

          نگرانی به جان مسوولان حکومت افتاده است. بحران اکبر گنجی وضعیت را روز به روز برای آنها وخیم تر می کند. ۵ نفر از نمایندگان آبادگر مجلس به دیدن گنجی می روند. سخنگوی قوه قضاییه به حالت زاری می گوید اگر گنجی درخواست آزادی مشروط کند آزاد خواهد شد. وسایت بازتاب وابسته به محافظه کاران در مقاله ای پیشنهاد می دهد تا خاتمی طی نامه ای به رهبری درخواست آزادی گنجی و ۱۰ زندانی سیاسی دیگر را نماید تا رهبر این کار را صورت دهد.

        اکبر گنجی به تنهایی تا نقطه ای پیش رفته است که یک دوراهی مرگبار برای حکومت ترسیم شده است: یا مرگ اکبر گنجی و تبعات فراوان داخلی و خارجی یا آزادی بدون قید و شرط و فرو ریختن اقتدار پوشالی دستگاه سرکوب حاکمیت.

        در این میان باید تنها نگران به ظاهر خودی هایی بود که همواره حرکاتی از این دست را با شکست روبرو کرده اند و از جمله سید محمد خاتمی که بی شرمانه می گوید گنجی شرایط عغو مشروط را دارد. آیا براستی گنجی در حالی که ۶ ماه به پایان دوران محکومیتش مانده تا پای مرگ اعتصاب غذا کرده تا عفو مشروط شامل حالش شود؟!!!

                                                                  *****       

        اکبر گنجی ایستاده است تا امروز به سمبل مبارزه سیاسی در ایران بدل شود. گنجی ایستاده است تا مقاومت و نافرمانی مدنی را به فعالان سیاسی بیاموزد ودر این راه از جان خود مایه گذاشته است.

       دیدن عکسهای گنجی که بسیار بی رمق و کم توان شده (گر چه امروز از همیشه تواناتر است)  با زیرنویس " آخرین روز؟ " بی اختیار اشک را میهمان چشمان آدمی می کند. راستی که در هجوم وحشی ظلمت آنگاه که ترس از اقتداری پوشالی همه را فرا می گیرد یک نفر باید بپا خیزد.  همیشه یک نفر باید بپا خیزد.

     همیشه یک نفر! تا فریاد بزند و با فریادی بلند بگوید:

                 سرخ تر   سرخ تر از بابک باش

                         وین جهان روی زمین شهر و دیار

                   باید یکسر بابکستان گردد

                         وین خراب آباد از جغد شود پاک و

                                  گلستان گردد.          

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 13:23  توسط مهدی   | 

۶ سال گذشت.                                                                                                                       ۶ سال از روزهای آتش و خون و حماسه در دانشگاه تهران گذشت. ۶سال از روزهایی که همه با هم آزادی را فریاد می کشیدیم و به دفاع از ساحت دانشگاه در برابر مغولانی که به تاراج علم و تمدن و آزادی آمده بودند برخاستیم  گذشت.

در این سالها اتفاقات بی شماری رخ داده و فضای سیاسی کشور تحولات فراوانی را شاهد بوده است. جنبش اصلاح طلبی مردم ایران آشکارا خاموش شده است و کسانی که آن روزها به آنها چشم دوخته بودیم نشان داده اند که نه می توانند و نه می خواهند حاملان خوبی برای دموکراسی خواهی مردم ایران باشند.این روزها بی شک روزهای بازسازی برای احیا و بپاخاستن دوباره است:

               اندکی صبر سحر نزدیک است.

                                    *****

۶ سال گذشت.کسی نمی داند "اروجعلی ببرزاده"تنها مجرم کوی دانشگاه(؟!!!!) که به جرم دزدیدن ریش تراشی به ۶ماه حبس محکوم شد حالا ودر روزهای پس از خدمت سربازی چه می کند.اما عاملان اصلی فاجعه کوی دانشگاه ظاهرا از چشمان  فرشته کور عدالت پنهان ماندند و کسی تاوان جان شهید عزت ابراهیم نژاد و چشمان محسن جمالی و... را نداد. اما از جمع معترضین به این فاجعه هنوز احمد باطبی و اکبر محمدی و منوچهر محمدی در زندان به سر می برند.

یاد همه زندانیان سیاسی را گرامی می داریم وبه امید آن روز می ایستیم که آزادی آنها را نظاره گر باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 0:44  توسط مهدی   | 

                                                              به نام خدا

به نام خدایی که انسان را آزاد آفرید تا آزاد بیندیشد آزاد برگزیند آزاد عمل کند و دست آخر اینکه آزاد زندگی کند.

                      به نام خدای آزادی

     امروز سرانجام فکری که از مدتها قبل ذهنم را به خود مشغول کرده بود عملی نمودم و چه تقارن شگفت و دوست داشتنی برای من که در هجدهم تیرماه وبلاگ خود را راه اندازی می کنم.مثل همه دوستانم این وبلاگ را راه اندازی کرده ام تا افکار و عقاید خود را در معرض  نقد و نظر شما قرار دهم.

تلاش می کنم تا  حداقل هر هفته یکبار روزهای شنبه این وبلاگ را به روز کنم و در ارتباط با مسایل سیاسی و اجتماعی در آن بنویسم.بی شک نظرات شما در این راه برای من راهگشا خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 23:21  توسط مهدی   |