|
|
|
|
|
شاه بیت و جانمایه حرفها و سخنان اصلاح طلبان حکومتی و چهره های منتسب به دوم خرداد در سخنرانی ها ومقالاتشان معرفی خود به عنوان جریانی معتدل بوده است. کافی است تا نگاهی به نوشته های تاج زاده و سخنرانی های جلایی پور یا حتی افاضات خود خاتمی در سالیان گذشته بیندازید و ببینید که چگونه در باب هر موضوعی یک گروه را در سمت راست خود نشانده اند و دیگری را در چپ خود وخود میانه میزانی هستند که انحراف از آن نتایج ناگواری به همراه خواهد داشت!!
هنوز سخنرانی های خاتمی در خاطرمان هست که می گفت: از یکسو متحجران سخت سر و ازسوی دیگر سکولارها ولاییک های غرب زده دشمنان این ملتند! یا سخنان روشنفکران دینی که می گویند ۲ گروه حرف ملت را نمی فهمند: یکی دینداران سنتی وفقه محور و دیگری روشنفکران بی دین پس ما که هم روشنفکریم و هم دیندار از همه بهتریم! آخرین نمونه از این دست در انتخابات ریاست جمهوری بود که اصلاح طلبان حکومتی تاکید می کردند که تحریمیان و اصولگرایان دو روی یک سکه اند و هر دو می خواهند مشارکت در انتخابات کاهش دهند و زمینه ساز ورود آمریکا خواهند شد و تنها ما صلاح مردم را می فهمیم و می خواهیم! سرچشمه اینگونه استدلال کردن " نظریه اعتدال " است که برای هر فضیلتی یک افراط و یک تفریط معرفی می کند وحد وسط را بهترین می خواند. مثلا فضیلت شجاعت افراطی با نام جسارت دارد که از عقل سالم به دور است و تفریطی به نام جبن و ترس که نادرست است و خود شجاعت درست در میانه این دو است. ****** مهمترین سوال ونقدی که بر نظریه اعتدال وارد می باشد این است که آیا براستی همیشه "حد وسط بودن" بهترین است؟ آیا در میان خوب و بد هم باید دست به کار انتخاب متوسط شد تا افراط وتفریط نشود؟ آیا می توان گفت هم تحصیل نکردن بد است و هم زیاد درس خواندن و مثلا چون لیسانس در میانه دیپلم و دکترا است از هر دو بهتر است؟ آیا قاضی در مقام قضاوت حق دارد که همیشه ریش سفیدی کند و میان دو طرف را بگیرد؟ سوال دیگر این است که ملاک تعیین حد وسط چیست؟ آیا هر کس و هر گروهی نمی تواند کسانی را تندتر و گروهی را کندتر از خود بیابد و خود را در میانه و معتدل معرفی کند؟ مثلا آیا اصولگرایان هم نمی توانند بگویند: نه اصلاح طلبان آمریکایی! نه دینداران سنتی که حتی با موسیقی و تلویزیون هم مخالفند! بلکه ما اصولگرایان حد اعتدالیم ؟ یا دموکراسی خواهان رادیکال بر همین مبنا بگویند که نه آنان که بر طبل مبارزه خشونت آمیز می کوبند بر حقند ونه آنان که هنوز اسیر چارچوب قانون اساسی هستند بلکه حق با ماست که مبارزه مسالمت آمیز برای تغییر قانون اساسی را پیشنهاد می کنیم؟ ( اصلا آیا فراموش کرده ایم که همیشه در میان جدال ۲ گروه بزرگ فرصت طلبانی با تابلوی جریان سوم پیدا شده اند تا ره صدساله را یک شبه بپیمایند؟) می بینید که به همین سادگی هر گروهی می تواند خود را ملاک اعتدال در جامعه بخواند و این پای چوبین استدلال بر اساس اعتدال است که با کمی دقت می توان صدای آن را شنید. بهتر آن است که از این پس با چشمانی گشوده در برابر یکی از ساده ترین و اولیه ترین ترفندهای سفسطه بایستیم و نگذاریم که به راحتی هر گروهی خود را ملاک حق وحقیقت معرفی کند.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 16:37 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از سوی هواخواهانش لقب چریک پیر اصلاحات (؟!!) را گرفته بود مصاحبه جالبی با نشریه اینترنتی روز انجام داده است.
برای خواندن مصاحبه روز با بهزاد نبوی اینجا را کلیک کنید. او که به عنوان یکی از حامیان دکتر معین در انتخابات و به هنگام طرح شعار تشکیل " جبهه دموکراسی و حقوق بشر " از سوی وی مخالفتی نکرده بود گفته می شود این روزها مخالف اصلی تشکیل این جبهه می باشد و می گوید که از تشکیل این جبهه بی خبر بوده است و برای چندمین بار پس از انتخابات بر هویت " خط امامی " خود و سازمان متبوعش پای می فشرد. ( دقت شود که قبل از انتخابات و هنگامی که گمان می کردند با شعار دموکراسی می توانند در قدرت بمانند این هویت مسکوت گذاشته شده بود) وی در این مصاحبه جمله جالبی می گوید: " برخورد مجلس هفتم با دولت جدید را پیروزی اصلاحات می دانم " و اینگونه است که اصلاحات جریانی پیروز (؟!!) معرفی می شود چرا که در همه اتفاقات ناگوار بعدی مقصر تحریمیان هستند که نگذاشتند هاشمی یا معین رییس جمهور شوند و همه اتفاقات خوب بعدی هم ثمره اصلاحات است و نماد پیروزی آن. راستی خیلی خوب است که انسان همیشه گمان کند پیروز شده است. شاید بد نباشد که مجله موفقیت هم با بهزاد نبوی به عنوان کسی که اعتماد به نفس بالایی دارد مصاحبه کند.!!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 12:21 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
رستنی ها کم نیست
من و تو کم بودیم خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست من وتو کم گفتیم مثل هذیان دم مرگ ازآغاز چنین در هم وبر هم گفتیم
دیدنی ها کم نیست من و تو کم دیدیم بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها راپرسیدیم
چیدنی ها کم نیست من وتو کم چیدیم وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست من وتو کم خواندیم من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم بودیم من وتو اما در میدانها اینک اندازه ما میخوانیم ما به اندازه ما می بینیم ما به اندازه ما می چینیم ما به اندازه ما می گوییم ما به اندازه ما می روییم
من وتو کم نه که باید شب بیرحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم! من وتو خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم!
من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم من وتو حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست
به عشق فرهاد که جادوی صدایش همیشه آرمان ها و رویاهای خفته مرا دوباره بیدار می کند.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 18:9 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
منادیان دیروز جبهه دموکراسی و حقوق بشر امروز تحلیل های عجیب وجالبی از شکست انتخاباتیشان ارائه می کنند که به نظر می رسد بیش از آنکه بر مبنای تحلیلی دقیق استوار باشد ناشی از لجبازی کودکانه با کسانی است که در انتخابات شرکت نکردند.
اینان که دهانشان از تعجب در مقابل ۵میلیون رای شیخ ۵۰هزار تومانی باز مانده است افسوس می خورند که چرا از زیر سایه شیوخ روحانی و مبارز خارج شدند و گمان می دارند اگر گرد کروبی متحد می شدند با جمع آرای کروبی و معین ۹میلیون رای در دور اول بدست می آوردند و در دور دوم هم که حالا مدعی شده اند هر کس در مقابل هاشمی می ایستاد پیروز می شد. (معلوم نیست که اگر از قبل اینگونه می اندیشیدند چرا در دور دوم همه سرمایه سالیان دراز گروهی از روشنفکران و نویسندگان و برخی خوشنامان عرصه سیاست را به پای مردی ریختند که نه آبرو داشت ونه اعتبار!!) نگاه اینان به عرصه سیاست چنان ساده و خطی است که ظریفی می گفت گمان می کنند حالا که کروبی با شعار ۵۰هزار تومان ۵میلیون رای آورده است ای کاش ماشعار ۱۰۰هزار تومان می دادیم و ۱۰میلیون رای می آوردیم!! اینان نمی دانند که اگر آن ۴میلیون رای دهنده به معین واجد مولفه های آگاهی و روشنفکری باشند که اینان می گویند هیچگاه حاضر نمی شدند آرای خود در سبد مردی بریزند که عامیانه ترین شعار تاریخ انتخابات در جمهوری اسلامی را سر داده بود واز سوی دیگر کروبی هم اگر این شعار را نمی داد پایگاه سنتی اش حد اکثر ۱میلیون بود. مصادره کنندگان شعار آزادی به هنگام انتخابات امروز پشیمانند که چرا بجای دموکراسی و حقوق بشر شعارهای رای آورتری ندادند واین خود نشانه ای است که برای اینان قدرت اصل است وشعار آنی است که قدرت را به آغوششان بیاورد. البته این هم از برکات این انتخابات است که اینان دوباره به خط امام برمی گردند و صفوف دموکراسی خواهان پالایش می شود از قدرت طلبانی که هر روز به رنگی هستند و هیچ آرمان و نظری را نمایندگی نمی کنند. باشد که به هنگام شیوع دوباره گفتمان دموکراسی خواهی اعتماد خود را نصیب کسانی سازیم که صداقت بیشتری در پیگیری آرمان آزادی داشته باشند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 17:7 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از مباحثی که این روزها درباره آن صحبت می شود مساله کاستن از تعطیلات کشور است. در تقویم رسمی ۲۶ روز به مناسبتهای مختلف تعطیل می باشد که به طور کلی آنها را در سه دسته می توان قرار داد:
۱ـ۶روز تعطیلات ملی : نوروز ـ ملی شدن نفت ـ ۱۳فروردین ۲ـ۱۶روز تعطیلات مذهبی: شامل ۸ روز عزاداری : رحلت پیامبرـ شهادت حضرت فاطمه ـ امام اول وسوم و ششم وهشتم ـ تاسوعا واربعین ۸ روز اعیاد مذهبی : ولادت پیامبرو امام اول و دوازدهم ـ عید فطر و قربان و مبعث و غدیر ۳ـ ۴روز تعطیلات حکومتی: ۲۲بهمن و۱۲ فروردین و۱۴و۱۵خرداد در این میان با مخالفت برخی مراجع با حذف بعضی از تعطیلات مذهبی به نظر می رسد به زودی انگشت اشاره مجلسیان به سوی مناسبتهای ملی و باستانی نشانه خواهد رفت. البته خود حکومتیان نیز به این نتیجه رسیده اند که تعطیلی روزهایی چون ۱۲ فروردین و ۱۵خرداد دیگر دارای هیچ فلسفه ای نمی باشد. اما هدف گرفتن روزهایی چون ملی شدن صنعت نفت که یادآور دکتر مصدق است و یا ۱۳فروردین باید از هم اکنون با واکنش گسترده وبلاگ نویسان روبرو شود تا در حد توان در مقابل این اقدام بایستیم. لازم به یادآوری است که در میان مناسبتهای مذهبی تنها ۵ روز آن مناسبت اسلامی است ومابقی مناسبتهای شیعی می باشند که از برخی از آنها بعضا قرائتهایی ارائه می شود که در تضاد کامل با باورهای مسلمانان غیر شیعه می باشد ومی توان با حذف برخی از آنها به ساماندهی تعطیلات کشور پرداخت. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 17:58 توسط مهدی
|
|
||