|
|
|
|
|
حاکمیت ایران نشان داده است که استعداد عجیبی در همراه کردن امتیاز دادن به قدرتهای خارجی و سرکوب داخلی دارد و هر گاه زیر فشارهای جهانی مجبور به عقب نشینی می شود تلاش می کند با یک قدرت نمایی داخلی روحیه از دست رفته هواداران ایدئولوژیک خود را ترمیم کند. این روزها و در پی سخنان وزیر اطلاعات که کلید پروژه جدید امنیتی نظام را با عنوان " براندازی نرم " زد ، یورش همه جانبه ای به ساحت دانشگاه آغاز شده است. اگر چند سال قبل پروژه " براندازی خاموش " با هدف ضربه زدن به نیروهای ملی-مذهبی به اجرا درآمد این بار به تصریح شخص اول امنیتی نظام بناست تا تیغ " براندازی نرم " بر پیکر زنان و دانشجویان فرود آید. برخوردهای امنیتی با مطالبات انباشته شده مردمی وضعیت خاصی را بر کشور حاکم نموده و دامنه نارضایتی روز به روز گسترش می یابد. معلمان در پی حقوق صنفی خود کلاسها را ترک کرده اند و یک به یک راهی زندان می شوند. در آستانه روز جهانی کارگر فشارها بر فعالان کارگری افزایش یافته است. فعالان حوزه زنان یکی پس از دیگری در دادگاه حضور می یابند و اعدام ها در مناطق مرزی سیر صعودی یافته است. دانشجویان هم در تکمیل خط سرکوبی که با ستاره دار کردن عده ای ، احکام فراوان کمیته های انضباطی ، تعطیلی تشکل ها و نشریات منتقد دانشجویی آغاز شده بود با هجومی کم سابقه به دانشگاه مازندران و احضار همزمان 3 عضو شورای مرکزی فعلی دفتر تحکیم وحدت و یک عضو سابق آن مواجه شده اند.
اما آنچه که عجیب می نماید فضایی است که در پی این هجوم همه جانبه بر دانشگاهها حاکم شده است. چند سالی بود که دانشگاه را سر در لاک خود فرو برده و آرام می دیدیم. گویی دانشجویان شوق کمتری به انتقاد و اعتراض داشتند و سنگینی شکست اصلاحاتی که با آرمانها و امیدهای دانشجویان درهم تنیده شده بود ، یاس و افسردگی را بر دانشگاه حاکم نموده بود. اما این بار بر خلاف گذشته دانشجویان به واکنشی سریع و هوشمندانه دست زده اند. بیانیه مشترک 36 انجمن اسلامی و سیل بیانیه های منفرد انجمن ها و نامه هایی که در اعتراض به وقایع اخیر منتشر شده اند در کنار نمایش همبستگی بالای دانشجویان ، نشانه های جدیدی از پایان عصر رکود و آغاز بیداری دوباره جنبش دانشجویی را با خود دارد. نهادهای امنیتی که با تصور تداوم شرایط سابق گمان می کردند زهرچشمی خواهند گرفت و فضا را آرام می کنند با شرایط جدیدی روبرو شده اند که همه محاسبات قبلی آنها را به هم ریخته است. به نظر می رسد که در صورت ادامه برخورد با جریان دانشجویی ، دانشگاههای کشور آرام آرام آماده یک اعتراض سراسری می شوند و دولت چاره ای ندارد تا همانگونه که به اولتیماتوم تونی بلر گردن نهاد هشدارهای منتشره در بیانیه های دانشجویی را جدی تلقی کند و با توقف روند بازداشت ها ، احضارها ، احکام انضباطی و آزادی همه دانشجویان مازندران پروژه خام و محکوم به شکست " براندازی نرم " را هرچه سریعتر بایگانی کرده و به فراموشی بسپارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 14:27 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
مهر1384 هنگامی که در آستانه تسویه حساب از دانشگاه زنجان بودم و در نشست انتخاباتی دفتر تحکیم وحدت برای آخرین بار رای دانشگاه زنجان را اعمال نمودم ، همزمان با خداحافظی علی افشاری و عبدا... مومنی و ... من نیز بنا به جبر زمانه ( دانشجو نبودن ) از اتحادیه خداحافظی نمودم و این مساله را در مطلبی با عنوان وداع با تحکیم در این وبلاگ اعلام کردم. اما سال85 فرصتی دوباره برای حضور در دانشگاه یافتم که همراه شدن آن با اعتماد شورای عمومی اتحادیه و انتخاب شدن به عنوان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت آغاز دوران جدیدی را در زندگی شخصی و اجتماعی من کلید زد و بدین خاطر به نظر می رسد که سال 86 علاوه بر حساسیتی که برای همه مردم ایران خواهد داشت برای من اهمیت مضاعفی هم داشته باشد. **** هنوز ساعتی از انتخاب شدن من و دوستانم نگذشته بود که خطی شروع شده از خبرگزاری فارس و گذشته از زیاده خواهانی غیر دانشجو ( که کاری جز غیرقانونی خواندن انتخابات های تحکیم در چند سال اخیر نداشته اند ) رسیده به آن سوی مرزها ( امیر عباس فخرآور و ... ) تلاش خود را برای ضربه زدن به بدنه نحیف تنها تشکل فراگیر جریان منتقد دانشجویی آغاز کردند و وظیفه ما را برای روشن نگاه داشتن چراغ این آخرین سنگر جنبش دانشجویی سنگین تر. این در حالی است که برخی از رفقا هم در اقدامی غیر اخلاقی انتظار مرگ اتحادیه را می کشند تا پرچم های سرخ خود را بر فراز جریان دانشجویی به اهتزاز در آورند. در نخستین نوشته خود در سال جدید و نیز پس از انتخابات تحکیم به همه دوستان صادقانه می گویم از هیچ کوششی برای اعتلای جریان مستقل دانشجویی در سال پیش رو دریغ نخواهم کرد و همه تلاش خود را ( تا آنجا که محدودیت های طبیعی زندگی اجازه دهد ) به کار می گیرم تا در کنار دوستانم به سهم خود راهی مسالمت آمیز به سوی دموکراسی بگشایم و امیدوارم که سال جدید سالی ویژه در جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران باشد و برای این امید تنها یک حس غریب را گواهی می گیرم که در درون من فریاد می زند : همیشه سپیده صبح از دل سیاهترین لحظه شب طلوع می کند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 15:48 توسط مهدی
|
|
||