تبليغاتX
تا آزادی پلی تکنیکی ها
سیاسی-اجتماعی

 

انجمنهای اسلامی و رویکرد جنبشی

    یکی از مهمترین تغییراتی که در سالیان گذشته در ارتباط مجموعه انجمنهای اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) با حاکمیت رخ داده است گسسته شدن آخرین پیوندها با حاکمان و اتخاذ یک رویکرد سراسر انتقادی در برابر قدرت است.

    این مساله بودجه و مجوز برای فعالیتها و برنامه ها را به دو چالش عمده پیش روی فعالان دانشجویی حاضر در انجمنها تبدیل کرده و به نظر می رسد که هنوز راهکار و چاره ای مناسب برای آن اندیشیده نشده است. می دانیم که اگر هنجارهای درونی و فرهنگ سازمانی یک تشکیلات با تغییرات محیطی همراه نشود، امکان فروپاشی آن بسیار و شانس بقایش اندک خواهد بود.

    به نظر می رسد که هماهنگی با شرایط نو تنها با رویکرد جدیدی که آن را می توان رویکرد جنبشی نامید میسر خواهد بود.

 

گذار از پارادایم وابستگی به پارادایم استقلال

    اتفاق رخ داده در امتناع مسوولین از دادن بودجه و مجوز به انجمنهای اسلامی اگر چه شرایط دشواری را برای دانشجویان رقم زده است اما از وجهی دیگر می توان آن را به فال نیک گرفت. چرا که اگر انجمنها در این شرایط بیاموزند که بدون اتکا به بودجه و مجوز دولتی فعالیت کنند یکی از مهمترین اهرمهای فشار حکومت بر خود را بی اثر و خنثی خواهند کرد. در گذشته همواره جدی ترین تهدید مسوولین دانشگاه که موجب عقب نشینی انجمنها می شد جلوگیری از اعطای بودجه و مجوز بود.

    با تغییر بنیان های فکری و عملی اعضای تحکیم ، آماده مقابله با شرایط جدیدی خواهیم شد که در آن عدم وابستگی به حکومت، احزاب سیاسی و ... (حتی از جنس دریافت بودجه، کمک مالی و مجوز) یک ارزش درون تشکیلاتی خواهد بود.

    اینگونه دوران جدیدی از استقلال تشکیلاتی آغاز می شود که در آن با افتخار می توانیم بگوییم وامدار کسی نبوده و در تصمیم گیری های جمعی خود، جز اراده عمومی اعضا و فعالان ملاحظات دیگری را در نظر نخواهیم گرفت.

 

مقاومت در برابر تغییر

    از آنجا که تغییر به معنی حرکت از مسایل آشنا به ناشناخته ها است، بیشتر افراد واکنشی تند و دفاعی در برابر آن از خود نشان می دهند. احساس عدم امنیت، نگرانی از اینکه شایستگی های دوره قبلی بی ارزش می شوند، بی معنی شدن روابط قبلی و دشواری جهت یابی در دوران جدید از مهمترین دلایل مقاومت در برابر تغییر است.

 

استراتژی تشکیلاتی: بازی متناسب

    به نظر می رسد بهترین راهکار تشکیلاتی برای مجموعه انجمنها برخورد متناسب با حرکت مدیران دانشگاه و وزارت علوم است و این یک هوشمندی دو جانبه را می طلبد. از یکسو باید با فعالیت های کم خرج و دریافت مبلغی اندک از اعضا به مشکل مالی غلبه نمود و به برنامه های بی نیاز به مجوز نظیر جلسات گفتگو، برنامه های کوهنوردی جمعی و سخنرانی در کلاسها یا خانه ها روی  آورد و از سوی دیگر به مذاکره دایمی با مسوولان دست زد و مداوم تاکید کرد که بودجه فرهنگی دانشگاهها (که به صورت سرانه پرداخت می شود) حق ماست و حتی بر اساس قانون اساسی ما برای برگزاری برنامه هایمان نیازی به مجوز نداریم. در این شرایط اگر مسوولان آماده گفتگو باشند رفتار متناسب با آن و اگر حاضر به گفتگو نبوده و همه تلاش خود را معطوف به صدور احکام سنگین انضباطی و ساختن انجمنهای موازی کنند به گونه ای دیگر باید رفتار نمود.

 

دو نمونه موفق

    در این میان می توان به نمونه های بسیاری اشاره نمود که توانسته اند خود را با ملزومات فضای جدید تطبیق دهند. از همه آنها برجسته تر انجمن پلی تکنیک است که بدون در اختیار داشتن دفتر، به رسمیت شناخته شدن از سوی دانشگاه، بودجه و مجوز برگزاری برنامه رسمی در سال گذشته به گونه ای اثر بخش در فضای سیاسی و اجتماعی کشور حضور داشته و به عنوان نماد آزادیخواهی و آخرین سنگر مقاومت دانشجویی در پلی تکنیک شناخته شده است. برگزاری پرشور انتخابات آزاد با وجود مخالفت دانشگاه و لشگرکشی دانشجویان وابسته به دولت  آخرین برگ موفقیت این تشکل بود که فوران خشم اقتدارگرایان را در پیش داشته است.

    نمونه دیگر انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران بوده که به گونه ای صحیح از تنها امکان باقیمانده برای خود (دفتر انجمن اسلامی) به درستی بهره برده و با برگزاری برنامه هایی ارزشمند در دفتر خود چراغ جنبش دانشجویی در دانشگاه تهران را روشن نگاه داشته است.

 

    فراموش نکنیم که اگر روحیه خود را متناسب با فضای جدید تغییر ندهیم، فشارهای وارده سبب خواهد شد تا کسانی با وعده بازگشت به دوران خوش پیشین! ما را دوباره در صف حامیان احزاب سیاسی قرار دهند و ما نه به دلیل جمع بندی نهایی خود در مفید بودن این حمایت برای جنبش دموکراسی خواهی بلکه به خاطر دشواری فعالیت در فضای جدید به آن تن خواهیم داد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 21:15  توسط مهدی   | 

حتما داستان آن راننده ای را شنیده اید که در بزرگراه و بر خلاف جهت مجاز با سرعت تمام می راند و در همین حال به رادیو پیام و گوینده آن گوش می داد که می گفت: شنوندگان عزیز ! دیوانه ای با سرعت و بر خلاف جهت در اتوبان در حال رانندگی است. مرد هم که نگاهی به روبرو انداخته بود و تعداد زیادی ماشین را می دید که با سرعت به او نزدیک می شوند با خود می گفت : ای بابا ! دیوانه ها یکی دو تا هم نیستند که .....

    حالا حکایت ماست و وزرای دولت احمدی نژاد و فضلای هوادار حاکمیت که هر روز به نوبت انگشت اتهام براندازی را به سویی نشانه می گیرند. در سیاهه انبوه براندازان کشف شده از سوی آقایان تا امروز می توان نامهای بسیاری را دید. دانشجویان و فعالان منتقد دانشجویی، زنان و فعالان کمپین یک میلیون امضا، کارگران و به ویژه سندیکای شرکت واحد، معلمان و کانون صنفی، پوشندگان مانتوهای رنگی!! و صاحبان موهای سیخ سیخ، هویت طلبان ترک و کرد و... همه نامشان در لیست تهیه شده توسط وزرای اطلاعات و ارشاد و فرمانده نیروی انتظامی و دیگران ثبت شده است.

    (آقایان آنقدر دامنه نظم آهنین مطلوب خود را گسترش داده اند که حتی پوشیدن شلوارک در محوطه خوابگاه را هم عملی اعتراض آمیز و بر هم زننده وضع موجود تلقی می کنند!)

    امروز اگر پای گفتگوی مسوولین بنشینید در می یابید که آنها دانشگاهها، خوابگاهها، مدارس، کارخانه ها و حتی آرایشگاهها را پایگاه آمریکا می دانند.  آقایان  شبها کابوس مردانی با عینک دودی و بارانی را می بینند که مخفیانه چمدانهای پر از دلار را به سر تیمهای معترضین می دهند!!

 

    اما این مسوولین که خسته و ناتوان از پاسخگویی به مطالبات انباشته شده مردمی هستند تاکنون از خود نپرسیده اند که برابر با تصویری که آنها ترسیم کرده اند این چگونه حکومتی است که این همه اقشار مختلف در راستای براندازی آن تلاش می کنند. این آقایان که تهمت زدن را بهترین راه افزایش هزینه اعتراضات و در نتیجه خاموش کردن صدای مردم می دانند آیا یک لحظه به این اندیشیده اند که شاید خود آنها هستند که ارزشهای واقعی جامعه را هدف گرفته اند و می خواهند ارزشهای خودساخته را جایگزین آن کنند.

    آقایان! به نظر می رسد که این شما هستید که بر خلاف جریان خواست عمومی مردم شنا می کنید و تیشه برداشته اید و با همه توان به ریشه ارزشهای برآمده از انقلاب بهمن 57 می زنید. انقلابی که در ان آزادی و عدالت در صدر خواسته های مردمی بود که پیشاپیش آنها دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان ایستاده بودند. بهتر است پیش از سرکوب لختی درنگ کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:30  توسط مهدی   |