تبليغاتX
الفبا
سیاسی-اجتماعی

18 تیر 1378 در تاریخ جنبش دانشجویی ایران روزی یگانه و منحصر به فرد می باشد. داستان و حکایت فاجعه خونین کوی دانشگاه تهران را بارها و به زبانها و بیانهای مختلفی شنیده ایم. ماجرا آنقدر عیان بود که حتی رهبر جمهوری اسلامی هم در سخنان خود از نیروهای انتظامی و لباس شخصی های هوادار نظام سخن گفت که با فریاد " یا حسین " و " یا زهرا " نیمه شب به اتاقهای دانشجویان ریخته بودند.

اینگونه بود که شبیه ترین حادثه به ماجرای میدان " تیان آن من " چین ( برخورد با دانشجویان آزادیخواه چینی توسط حکومت کمونیست آن کشور ) در قلب تهران شکل گرفت.

اما در پس همه این ماجراها مسیر اتفاقات به گونه ای بود که رویگردانی دانشجویان از اصلاح طلبان و خاتمی را سرعتی دو چندان بخشید. دانشجویانی که زمانی با رای خود و هواداریهای بی شائبه اشان خاتمی را بر روی دوش خود تا کاخ ریاست جمهوری بدرقه کرده بودند و امیدهای فراوانی به او و همه مردان اصلاح طلب رییس جمهور بسته بودند با چشمان خود می دیدند که خاتمی نه تنها نمی تواند از حقوق آنها دفاع کند، بلکه حتی نمی خواهد که کارنامه خود را نزد حاکمیت با چنین کاری سیاه کند. دانشجویان دیدند که خاتمی در دعوای میان مردم و اقتدارگرایان نه تنها کوچکترین دفاعی از حامیان خود نخواهد کرد بلکه به صراحت به دفاع از فاجعه آفرینان می پردازد.

همه دانشجویان و مردم معترض حاضر در کوی دانشگاه و محوطه دانشگاه تهران در روزهای پس از حادثه بی صبرانه انتظار دم مسیحایی مرد بیست میلیونی خود را می کشیدند تا آنها را آرام کند. همه منتظر بودند تا رییس جمهوری که دوستش می داشتند فریاد در گلو خشک شده آنها را بر سر لباس شخصی ها و فاجعه آفرینان بزند. اما اینگونه نشد و این انتظار زیادی از یکی از کم همت ترین دولتمردان تاریخ معاصر ایران بود که شجاعتی درخور ملت ایران از خود بروز دهد.

خاتمی نه مصدق بود و نه گاندی یا نلسون ماندلا ! چرا که همه آنان اگرچه به روشهای مسالمت آمیز و مدنی متعهد بودند اما در لحظه های حساس و سرنوشت ساز، تصمیم گیری های قاطع و پایمردی های فراموش نشدنی از خود نشان داده بودند.

عصر دوشنبه 21 تیر ماه دانشجویان دوباره سرکوب شدند تا فردای آن روز خاتمی سکوت خود را بشکند و در اولین اظهار نظر خود دانشجویان را آشوب طلب بخواند و از مردم برای شرکت در راهپیمایی " بیعت با رهبری " دعوت کند.

سریال بی عملی های رییس جمهور و مردان اصلاح طلبش پس از آن هم چند صباحی ادامه یافت. دانشجویان به چشم خود می دیدند که خاتمی نه تنها رو به جلو حرکت نمی کند که حتی خود تبدیل به ترمزی در برابر مطالبات و خواسته های مردم شده است و اینگونه بود که زمزمه های " عبور از خاتمی " نخستین بار در میان دانشجویان شنیده شد.

حواریون خاتمی اما درست در نقطه مقابل دانشجویان راه " آرامش فعال " را برگزیده بودند. راهی که سرانجام آن جز ناکجا آباد " سوم تیر " نبود.

اما امروز برای دانشجویان دموکراسی خواه روشن شده است که بر خلاف آنچه برخی از اصلاح طلبان می گویند و تلاش دارن تا تندروی دانشجویان و روزنامه نگاران و مطالبات اضافی آنها را عامل زمینگیر شدن اصلاحات بخوانند، این خود آنها بوده اند که با برخی فرصت طلبی ها، بی عملی و بی تدبیری یک فرصت طلایی و تاریخی را برای اصلاح وضعیت کشور و قرار دادن آن در ریل پیشرفت و ترقی بر باد داده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 16:31  توسط مهدی   |