تبليغاتX
تا آزادی پلی تکنیکی ها
سیاسی-اجتماعی

مریم آه کشید. با خود اندیشید :" وای به حال مادری که پسری به دنیا بیاورد که با پسرهای دیگر فرق داشته باشد." اما حرفی نزد.

پیرمرد،اینک بر روی او خم شد و صدایش را آهسته نمود. لبانش گر گرفته بودند. گفت: "درود بر تو ای مریم. خداوند قادر متعال است. کسی از کارهای او سر در نمی آورد. شاید پسرت..." آه از نهاد مادر نگون بخت بر آمد.

_ پدر به من رحم کن. پیامبر؟ نه، نه. و اگر بر قلم صنع خدا چنین رفته است، بگذار پاکش کند. دلم می خواهد که پسرم برای خودش مثل دیگران مردی بشود. همین، نه کمتر و نه بیشتر. مثل دیگران... چرا کار پدرش را دنبال نکند و گهواره، گاوآهن و یا صلیب نسازد؟ چرا با دختر زیبای جهیزیه داری از خانواده ای محترم عروسی نکند؟ بهتر است شغل آزادی داشته باشد و بچه دار شود. بعد همگی با هم، مادربزرگ و بچه ها و نوه ها به گردش می رویم و همه ما را تحسین می کنند.

خاخام با انداختن تمامی وزنش روی عصا از جا برخاست. با خشونت گفت: "مریم، اگر خدا به حرف مادرها گوش می داد، همه ما در منجلاب امنیت و زندگی آسوده می پوسیدیم..."
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 13:37  توسط مهدی   | 

آبان ماه 1381 در پی صدور حکم اعدام دکتر هاشم آغاجری دانشگاههای ایران روزهای گرم و سرشار از اعتراضی را پشت سر گذاشت تا زنده بودن جنبش دانشجویی را به رخ همه آنهایی بکشد که از پس فاجعه کوی دانشگاه و دخالتهای امنیتی در امور داخلی دفتر تحکیم وحدت بی صبرانه در انتظار خاموشی دانشجویان بودند.

به نظر می رسد که در میانه پاییز 86  و در آبان ماه سال جاری هم باید انتظار روزهای داغی را برای دانشجویان داشت. در سال تحصیلی جدید نه تنها کوچکترین بهبودی در رویکرد حذفی حاکمیت به فعالان منتقد دانشجویی مشاهده نشده است بلکه فشارهای قضایی و امنیتی و انضباطی روز به روز افزایش یافته است. انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد منحل شده و چندین تشکل دیگر در نوبت انحلال به سر می برند. بسیج دانشگاه خواجه نصیر در اقدامی بی شرمانه از احمدی نژاد می خواهد که با انجمن این دانشگاه برخورد کند و 3 دانشجوی دربند پلی تکنیک که زمانی حدود 5 ماه را تحت شدیدترین فشارهای جسمی و روحی در بند 209 زندان اوین سپری کرده اند شدیدترین احکام ممکن را از دادگاه دریافت می کنند.

داستان پلی تکنیکی ها امروز دیگر برای همه آشکار است. داستانی که از 20 آذر 85 کلید خورد. آن هنگام که محمود احمدی نژاد در پی اعتراضات دانشجویان این دانشگاه سرافکنده و با لبخندی مصنوعی در محاصره محافظان خود پلی تکنیک را ترک می کرد در ذهن اندک هواداران وی تنها یک چیز می گذشت: فکر انتقام!

                   

چند ماهی گذشت تا فکر بکر انتشار نشریات جعلی برای زمینگیر کردن انجمن منتخب پلی تکنیک و در صورت امکان گسترش این پروژه به دفتر تحکیم وحدت و سایر انجمنها به ذهن جاعلان جاهل و تاریک اندیش رسید. اما این پروژه آنقدر خام و کوته فکرانه طراحی شده بود که از همان آغاز کوس رسوایی آن به آسمان بلند شد و حتی حامیان همیشگی اقتدارگرایان نیز از همراهی با آن سر باز زدند و تنها چند تشکل دانشجویی حکومت ساخته از آن حمایت کردند. شکست طراحان پروژه در دستیابی به اهداف اولیه چاره ای برای آنها باقی نگذاشت جز اینکه با اخذ اعترافات ساختگی هر چه سریعتر این پرونده را ختم به خیر کنند. اما این بار هم ایستادگی مردانه احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان آنها را ناکام گذاشت تا با زیر پا گذاشتن همه موازین حقوقی و با استناد به اعترافاتی که در دادگاه تکذیب شده بود احکام سنگین و ناعادلانه ای برای دانشجویان صادر شود.

آنها که آمده بودند تا انتقام انتقاد واعتراض دانشجویان به رییس دولت آزادترین کشور جهان! را از دانشجویان بی پناه بستانند، امروز می توانند سرمست از پیروزی ظاهری خود قهقهه های مستانه سر دهند که " کم نیاوردیم و روی منتقدان را کم کردیم!"

اما بهتر است که پیش از آن که پوزخندی حاکی از رضایت بزنند نگاهی گذرا به تاریخ این سرزمین بیندازند و بار دیگر سرنوشت ظالمان و جباران تاریخ را مرور کنند.

از نگاه دانشجویان، 3 اهورایی دربند جنبش دانشجویی امروز پرچم افتخار و سند آزادیخواهی وعدالت طلبی نسل ما بوده و اگر چه در محکمه فرمایشی شما محکوم شده اند در پیشگاه ملت مدتهاست که حکم برائت خود رادریافت کرده اند.بی شک چنین برخوردی با دانشجویان بدون پاسخ نخواهد ماند و به زودی فوران خشم و اعتراض دانشجویان گریبان بیدادگران را خواهد گرفت. آبان گرمی در راه است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:24  توسط مهدی   | 

      نامه سرگشاده اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به محمود احمدی نژاد

 

   جناب آقای احمدی نژاد

   با سلام

   به عنوان منتخبان بزرگ ترین تشکل منتقد دانشجویی به شما سلام می نماییم تا به عهدی که با خود بسته ایم وفادار باشیم و بدی را برای هیچ کس نخواهیم. حتی اگر آن شخص رئیس دولتی باشد که در دانشگاه کلمبیا ازآزادی کم نظیر در ایران و از خوش رفتاری با منتقدان و دگر اندیشان بگوید و از آزادی زنان دم زند اما ماموران وزارت اطلاعاتش ما را همین چند روز پیش در سلولهای  انفرادی بند 209 زندان اوین به مدت یک ماه-  حتی از افکارمان- بازخواست کرده باشند، مسئولین وزارت علومش درطی دو سال ریاست وی  بر هیات دولت 43  تشکل منتقد دانشجویی اعم از شورای صنفی ،کانون فرهنگی وانجمن اسلامی  را تعلیق یا منحل نموده باشند  وبیش از 550 دانشجو را  به جرم ابراز عقیده راهی کمیته انضباطی کرده باشند تا مجازات گردند  و حتی اگر در این دو سال بیش از 70 تن از اعضا این اتحادیه بازداشت و بسیاری از دانشجویان منتقد، ستاره دار و از حق تحصیل محروم واساتید برجسته اش به جرم دگر اندیشیدن اخراج شده باشند ودختران کشورش تنها به جرم دختر بودن از تحصیل باز مانده باشند، اگر بهای بذل و بخشش بی حسابش به کشورهای آمریکای جنوبی فقر و بیکاری برای مردمش و کسری بودجه دانشگاهها باشد و سخنان نسنجیده اش درمورد هولوکاست واقداماتش درعرصه  بین الملل تحریم و محرومیت را برای مردم کشورش  به ارمغان آورده باشد.

 

  آری ما باز هم با سلام آغاز می نماییم که بارها گفته ایم سربلندی ایران و ایرانی را خواستاریم  واز این روست  که  دموکراسی  در ایران و صلح در جهان را دنبال می کنیم. هر چند بهای آن زندان و محرومیت از تحصیل باشد. 

 

   آقای احمدی نژاد! شما در دانشگاه کلمبیا ایران را یکی ازآزادترین کشورهای جهان خواندید و از توهین کنندگان خواستید به کشور ما بیایند و قول دادید با آنها رفتاری دوستانه داشته باشید. اما بد نیست بدانید بسیاری معتقدند جرم سه دانشجوی دربند امیرکبیر اعتراض به حضور شما در دانشگاه امیر کبیر بود و نشریات جعلی بها نه ای بود تامنتقدان را به مسلخ ببرند. بسیاری معتقدند تمام توان خویش را در راه سرکوب منتقدانت  به کار بسته ای وزنان و معلمان و کارگران و روزنامه نگاران به جرم کمترین انتقادی به بدترین شیوه مجازات شده اند و . ..

 

   شنیده ایم که به دانشگاه خواهی آمد. براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید درمیان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد  تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رییس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد.

 

  ما فردا پاسختان را انتظار میکشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری  به کشور خود فرا می خواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد.

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

8 مهر 1386

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:3  توسط مهدی   |