تبليغاتX
الفبا
سیاسی-اجتماعی

 

دیشب خوشحال بودم. خیلی خوشحال!

همه فعالان دانشجویی دیشب شادمان بودند. وقتی در جلسه شورای تهران عباس ناگهان گفت که دقایقی قبل مجید و احمد و احسان آزاد شدند همه بهت زده به هم می نگریستیم. وقتی سوار بر ماشین نریمان به سمت خانه حسام می رفتیم که بچه ها را ببینیم در ذهنم همه آنچه را که گذشت مرور می کردم.

اردیبهشت 86 را که تازه داشتیم به عنوان شورای مرکزی تحکیم جا می افتادیم و نیامده غرق بحرانی شدیم که برای ما ساختند: نشریات جعلی پلی تکنیک.

یک به یک دانشجویان انجمن پلی تکنیک بازداشت شدند و تعداد آنها به 8 نفر رسید. به پیشنهاد دوستی نام وبلاگ هایمان را به "تا آزادی پلی تکنیکی ها" تغییر دادیم.

18 تیر 86 را به یاد می آورم که اخبار نگران کننده از وضعیت دانشجویان دربند به گوش می رسید و من و دوستانم در شورای مرکزی تنها چیزی را که داشتیم دادیم (آزادی خود را) دادیم تا شاید تغییری در وضع دوستان پلی تکنیک ایجاد شود. من و بهاره و محمد عزیز همراه با علی نیکو و وفقی و حنیف در برابر دانشگاه امیرکبیر متحصن شدیم تا فریاد بزنیم: دانشجویان دربند پلی تکنیک را آزاد کنید!

به خاطر می آورم که در بازجویی چندین و چند دلیل آوردم که ثابت کنم ما ایمان داریم که نشریات جعلی است. یادم هست که وقتی آزاد شدیم همه پیش از هر چیز سراغ دانشجویان دربند دیگر را می گرفتیم. و حالا 3 نفر در زندان مانده بودند: مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری و این سه نام آواز همه فریادهایمان شد در هر تجمعی و هر بیانیه و نوشته ای. در مهرماه که احمدی نژاد از آمریکا آمده بود و در دانشگاه کلمبیا ایران را آزادترین کشور دنیا خوانده بود در دانشگاه تهران همه می پرسیدند: راستی اگر ایران آزادترین کشور دنیاست پس چرا آنها تاوان اعتراض به تو را با نشریات جعل شده پس می دهند؟ در تجمع 30 مهر پلی تکنیک و 18 آذر تهران و در سایر اعتراضات دانشجویی در سراسر کشور دانشجویان یکصدا آزادی را فریاد زدند و راستی که این کلمه 5 حرفی بزرگترین مطالبه همیشگی جنبش دانشجویی است.

احسان، مجید و احمد عزیز!

دیشب خوشحال بودم اما تا لحظه ای که شما را در آغوش نگرفتم باور نمی کردم آزادیتان را! شما امروز با مقاومتتان و تحمل یکی از طولانی ترین حبس های دانشجویی سالهای اخیر سند افتخار جنبش دانشجویی هستید! چشمان گریان مادرانتان را ببوسید که در این 15 ماه بارها با آنها گریسته ایم.

این آزادی بر شما مبارک باد!

پی نوشت: هنوز محمد هاشمی و بهاره هدایت که سال قبل برای آزادی دانشجویان پلی تکنیک یک ماه زندان رفتند در بازداشت هستند. دانشجویان دلیر دانشگاه زنجان یک به یک رهسپار زندان می شوند. در مشهد و تبریز و کردستان و جای جای این سرزمین بازداشت و محرومیت از تحصیل و تعطیلی تشکلها و نشریات دانشجویی ادامه دارد و این یعنی مبارزه تا آزادی و عدالت، دموکراسی و حقوق بشر ادامه خواهد یافت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:47  توسط مهدی   | 

خبر کوتاه بود و تلخ! تلخ تر از هر زهری!

از وقتی خبر را شنیده ام یک لحظه تصویر محمد از جلوی چشمانم محو نمی شود. به یاد آخرین لحظه های دیدار می افتم. 23 روز پیش در همدان. نشست انجمنهای غرب کشور تمام شد و با محمد و سایر دوستان شهرکرد خداحافظی کردیم و آنها رفتند و ما ماندیم. و حالا خبر می رسد که محمد برای همیشه رفته است و ما باز هم مانده ایم!!

                                   

محمد تقدیری عزیز!

دبیر سابق انجمن اسلامی شهرکرد و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت!

دیگر تو نیستی و انگار پاره ای از قلب ما را هم با خود برده ای. انگار هر روز که بزرگ تر (و شاید پیرتر) می شویم باید بیشتر به شنیدن اینگونه خبرهای تلخ عادت کنیم. افسوس! افسوس که دیگر هرگز ترا در میان خود و در کنار خود نمی بینیم...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 14:39  توسط مهدی   |