تبليغاتX
الفبا - روزگار پاییزی ما
سیاسی-اجتماعی
1 – در دو روز گذشته نشست سراسری تحکیم با حضور 31 دانشگاه و 41 رای از آرا اتحادیه برگزار شد. نشست خوبی بود و فکر می کنم اگر بتونیم همین نظم نسبی را در برگزاری نشست ها و جلسات ادامه بدیم یواش یواش اوضاع تشکیلاتی تحکیم بهبود پیدا کنه.

2 – ما برای وصل کردن آمدیم...

جهت به وجود نیامدن هرگونه سوءتفاهمی این بند حذف شد.

3 – دیروز وقتی زیر باران می خواستم فلاسک چای را ببرم و به ظروف کرایه جعفری در تجریش تحویل بدهم یاد مرحوم محمد تقدیری افتادم. سال قبل همین روزها بود که یک نشست در دفتر نامه گذاشته بودیم و وقتی جلسه تمام شد من و محمد با هم در زیر باران شدید فلاسک را برای تحویل دادن آوردیم و بعد راهی خانه اشکان شدیم که آن روزها حنیف هم آنجا زندگی می کرد. الان نزدیک 100 روز از درگذشت محمد تقدیری می گذرد!

4 – بدجوری دلم برای اشکان تنگ شده و امروز که تلویزیون شهرام ناظری پخش می کرد بیشتر دلم گرفت. شهرام عشق مشترک من و اشکان بود و معمولا پای قلیان شهرام گوش می کردیم.

خلاصه اینکه تو این روزهای پاییزی بدجوری دلم هوای اشکان را می کند و آن خانه ای که پاتوق من ومصطفی و امین و حسن بود. آن روزها هر وقت بیرون بودم و شب می شد 2 انتخاب داشتم : یکی اینکه برم به خانه اشکان و دیگر اینکه به خانه خودمان بیایم. حالا ولی انتخابی در کار نیست و به وقت تنهایی و دلگیری رفیقی نیست که برم پیشش و آرام بشم.

خلاصه اینکه یاد آن روزها به خیر!
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 10:33  توسط مهدی   |